؟
چیزی برای من شدن داری؟
حرفی
حدیثی
قصه ای
شعری؟؟؟؟
اشکی برای ریختن داری؟
یا اتفاقی دور از اکنون
من سجده ام کوتاهتر از پیش
تو سجده ات تا صد قیامت دور
من مانده ام رنجور. اما تو
تا بی نهایت مانده ای مهجور
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت توسط محسن فرخی
|
شعر و ادبيات فارسي با تمام فوت و فن هاي خودش هر چند از دل برآيد و بر دل نشيند، در اين دنياي مجازي بيشتر اوقات به بي راهه رفته و گاهي ديده مي شود كه اصلا ديده نمي شود. اينترنت دنيايي كه همه چيز در دسترس هست ولي دور از ديد استفاده كنندگان آن.