مُسَمَطْ
مُسَمَطْ شعري است كه از چند رشته تشكيل شده است.(رشته به شكل غزل) هر رشته داراي قافيهي مجزا مي باشد و معمولا 3 تا 6 مصراع دارد. ولي قافيهي مصراع آخر در يك رشته با قافيهي مصراع آخر در رشته هاي بعدي و قبلي يكسان است. مصرعي كه داراي قافيه مجزاست را بند گويند.
-------------------------* -----------------------*
-------------------------* -----------------------*
-------------------------* -----------------------+
-------------------------/ -----------------------/
-------------------------/ -----------------------/
-------------------------/ -----------------------+
نمونه
خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است باد خنك از جانب خوارزم وزانست
آن برگ رزان بين كه بر آن شاخ رزان است گويي به مثل پيرهن رنگرزان است
دهقان به تعجب سرانگشت گزان است كاندر چمن و باغ، نه گل ماند و نه گلنار
طاووس بهاري را دنبال بكندند پٌرش ببريدند و به كنجي بفكندند
خسته به ميان باغ، به زاريش پسندند با او ننشينند و نه گويند و نه خندند
وين پرٌ نگارينش بر او باز نبندند تا بگذرد آذر مه، آيد سپس آزار
منوچهري
شعر و ادبيات فارسي با تمام فوت و فن هاي خودش هر چند از دل برآيد و بر دل نشيند، در اين دنياي مجازي بيشتر اوقات به بي راهه رفته و گاهي ديده مي شود كه اصلا ديده نمي شود. اينترنت دنيايي كه همه چيز در دسترس هست ولي دور از ديد استفاده كنندگان آن.