توضيحي در رابطه با مَطْلَعْ
بيت اول غزل را مانند قصيده مطلع مي گويند و آوردن آن واجب است.
گاهي شعرا غزل هاي خود را با دو يا سه مطلع مي آورند. مثلا :
بي سبب دادم ز كف دامان يار خويش را
تيره كردم چون دو زلفش روزگار خويش را
از سر كوي تو بر بستيم بار خويش را
چون در آنجا آزموديم اعتبار خويش را
صباي كاشاني
عموما ابيات مطلع بايد داراي مفهوم كامل باشند و معني كردن ابيات مطلع در ابيات ديگر شعر پسنديده نيست. براي همين شاعر بايد نهايت سعي خود را در بيان ابيات مطلع از نظر زيبايي و رسايي بيت ها بكند.
چند مطلع براي مثال :
دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود
حافظ
درختْ غنچه برآورد و بلبلان مستند جهان جوان شد و ياران بعيش بتشستند
سعدي
بزبان چرب جانا بنواز جان ما را بسلام خشكْ خوش كن دل ناتوان ما را
خاقاني
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط محسن فرخی
|
شعر و ادبيات فارسي با تمام فوت و فن هاي خودش هر چند از دل برآيد و بر دل نشيند، در اين دنياي مجازي بيشتر اوقات به بي راهه رفته و گاهي ديده مي شود كه اصلا ديده نمي شود. اينترنت دنيايي كه همه چيز در دسترس هست ولي دور از ديد استفاده كنندگان آن.