تضاد
تضاد سه قسم دارد
اول : تضاد معمولی
دوم : تضاد تناقض
سوم : تضاد حسامیزی
اول : تضاد معمولی
آوردن دو لغت با معانی مختلف برای روشنگری، زیبایی و لطافت
نمونه :
شادی ندارد ان که ندارد به دل غمی
آن را که نیست عالم غم نیست آدمی
استاد همایی
نمونه :
از تهی سرشار، جویبار لحظه ها جاری است،
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب و اندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را می شناسم من، زندگی را دوست می دارم، مرگ را دشمن
اخوان ثالث
نمونه :
چه دیر عهد بسته ای، چه زود هم گسسته ای
تو رفته ای ، ز رفتنت دل مرا شکسته ای
هاجر کریمیان (شاعره ی جوان ـ اصفهان)
نمونه : تمرین : چهار تضاد در بیت زیر را مشخص نمائید.
روز از وصال هجر تو در آبم بٌود مقام
شب از فراق وصل در آتش کنم مقیل
مسعود سعد سلمان
دوم : تضاد تناقض (Paradox)
در این نمونه یک کلمه باعث نقض و رد کلمه دیگر می شود
نمونه :
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
سعدی
نمونه :
مثال عشق پیدایی و پنهان
ندیدم همچو تو پیدا و پنهان
مولوی
نمونه :
دولت فقر، خدایا به من ارزانی دار
کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است
حافظ
توضیح : دولت در این بیت به معنی ثروت است
نمونه :
چنین نقل دارم ز مردان راه
فقیران منعم، گدایان شاه
سعدی
سوم : تضاد حسامیزی
آمیختن دو یا چند حس مثل شنوایی، بینایی، بویایی و لامسه را با هم حسامیزی گویند که استاد شفیعی کدکنی برای این صنعت انتخاب کرده است.
نمونه :
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
حافظ
نمونه :
حرفهایم مثل یک تکه چمن روشن بود
سهراب سپهری
نمونه :
از این شعر تر شیرین، ز شاهنشه عجب دارم
که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد
حافظ
نمونه :
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم، هست به دل
غم من لیک
غمی غمناک است
سهراب
نمونه :
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
حافظ
شعر و ادبيات فارسي با تمام فوت و فن هاي خودش هر چند از دل برآيد و بر دل نشيند، در اين دنياي مجازي بيشتر اوقات به بي راهه رفته و گاهي ديده مي شود كه اصلا ديده نمي شود. اينترنت دنيايي كه همه چيز در دسترس هست ولي دور از ديد استفاده كنندگان آن.