آوردن واژه ای با حداقل دو معنی که یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد.

 

نمونه :

خانه زندان است و تنهایی ضلال

هرکه چون سعدی، گلستانیش نیست

سعدی

دراین بین گلستانیش دارای دو معنی می باشد . اول به معنی کتاب گلستان سعدی و دوم به معنی باغ و بوستان

 

نمونه :

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

حافظ

در این بیت یار از یک سو به معنی خداوند و از سوی دیگر به معنی یار زمینی است.

 

نمونه :

بی مهر رخت، روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است.

حافظ

در این بیت مهر از یک سو به معنی خورشید و از سوی دیگر به معنی محبت است.