حُسن تعليل
آوردن علت يك كار يا حادثه است. با آنكه حسن تعليل واقعي، عملي و عقلي نيست، ولي مخاطب آن را به علت زيبايي قبول مي كند.
نمونه :
هنگام سپيده دم خروس سحري
داني ز چه رو همي كند نوحه گري
يعني كه نمودند در آيينه ي صبح
از عمر شبي گذشت و تو بي خبري
خيام
نمونه
باران همه بر جاي عرق مي چكد از ابر
پيداست كه از روي لطيف تو حيا كرد
سنايي
نمونه
رسم بد عهدي ايام چو ديد ابر بهار
گريه اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد
حافظ
نكته:
همانگونه كه در نمونه آخر مي بينيد، دو نمونه صنعت ادبي شامل حسن تعليل و مراعات النظير در يك بيت به كار رفته است.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط محسن فرخی
|
شعر و ادبيات فارسي با تمام فوت و فن هاي خودش هر چند از دل برآيد و بر دل نشيند، در اين دنياي مجازي بيشتر اوقات به بي راهه رفته و گاهي ديده مي شود كه اصلا ديده نمي شود. اينترنت دنيايي كه همه چيز در دسترس هست ولي دور از ديد استفاده كنندگان آن.