ادعای وجود صفتی در کسی یا چیزی به طوری که آن صفت آن قدر در وجود آن نباشد یا غیر ممکن باشد و آن شخص یا چیز آن قدر قدرت و توانایی آن صفت را نداشته باشد.

 

نمونه اول :

بگزار تا بگریم چون ابر در بهاران

کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران

سعدی

 در اینجا در مصرع اول در مثل ابر گریه کردن و در مصرع دوم در ناله کردن سنگ اغراق شده است.

 

 

نمونه دوم :

 گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را

از نازکی آزار رساند بدنش را

سعدی

 

نمونه سوم :

 

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

سعدی