اغراق
ادعای وجود صفتی در کسی یا چیزی به طوری که آن صفت آن قدر در وجود آن نباشد یا غیر ممکن باشد و آن شخص یا چیز آن قدر قدرت و توانایی آن صفت را نداشته باشد.
نمونه اول :
بگزار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران
سعدی
در اینجا در مصرع اول در مثل ابر گریه کردن و در مصرع دوم در ناله کردن سنگ اغراق شده است.
نمونه دوم :
گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را
از نازکی آزار رساند بدنش را
سعدی
نمونه سوم :
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
سعدی
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط محسن فرخی
|
شعر و ادبيات فارسي با تمام فوت و فن هاي خودش هر چند از دل برآيد و بر دل نشيند، در اين دنياي مجازي بيشتر اوقات به بي راهه رفته و گاهي ديده مي شود كه اصلا ديده نمي شود. اينترنت دنيايي كه همه چيز در دسترس هست ولي دور از ديد استفاده كنندگان آن.