کنایه

پوشیده سخن گفتن درباره ی امری

 نمونه 1

فلانی ریش سفید است

ریش سفید بودن کنایه از با تجربگی است

 

نمونه 2

 

چنین است رسم سرای درشت

گهی پشت بر زین، گهی زیر به پشت

فردوسی

 

در این مثال گهی پشت بر زین کنایه از موفقیت و گهی زین به پشت کنایه از شکست می باشد.

 

 نمونه 3

 هر که دل پیش دلبری دارد

ریش در دست دیگری دارد

سعدی

 

دل پیش دلبری دارد کنایه است از عاشق بودن و ریش در دست دیگری دارد کنایه است از بی اختیاری بودن نسبت به خود.

  

نمونه 4

 دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

حافظ

 گر بلغزد پای کنایه از گناه کردن و به دو دست دعا نگه دارد کنایه است از پشتیبانی کردن.


نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389    توسط محسن فرخی  | 

استعاره مصرحه (آشکار)

در استعاره مصرحه مشبه به یک تشبیه است که همه ی پایه های آن حذف شده است.

غرض از استعاره ی مصرحه : اغراق، تأکید، ایجاز و محسوس و عینی فرض کردن حالات است.

استعاره از تشبیه رساتر و خیال انگیز است و در برانگیختن عواطف مؤثر تر است.

 

نمونه 1

 مرا در خانه سروی هست، کاندر سایه ی قدش

فرغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

حافظ

 

در این بیت سروی یک تشبیه است که همه پایه های تشبیه آن حذف و فقط مشبه به باقی مانده است. می توان این تشبیه را اینگونه نوشت:

 من در خانه همسری دارم که همچون سرو بلند قامت است.

 

نمونه 2

 ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی

 شهریار

 نمونه ۳

چونکه خورشید از میان بر شد

آسمان پر ز نرگس از سر شد

محسن فرخی

 

نمونه ۴

و  یک بیت زیبا که دارای 3 استعاره مصرحه می باشد.

 

بتی دارم، که گِرد گل ز سنبل سایه بان دارد

 بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

حافظ

 

در این بیت 3 تشبیه وجود دارد که به غیر از مشبه به همه پایه های تشبیه حذف شده و فقط سه استعاره باقی مانده است

 

1 ـ یار من همچون بت زیباست

2 ـ چهره ی او مانند گل دلفریب است

3 ـ موی او مانند سنبل زیباست

 

نمونه  ۵

 

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

شمشاد خانه پرور من از که کمتر است

حافظ

 

نمونه ۶

 باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی

باز ای سپیده ی شب هجران نیامدی

 شهریار

 ---------------------

استعاره مکنیه

توی استعاره مکنیه همون تشبیه رو داریم....
اما ایندفعه به جای حذف تمام ارکان به غیر از مشبه به....
مشبه به رو حذف میکنیم و مشبه و وجه شبه یا صفت مشترک با مشبه به میمونه...اونی که باقی میمونه استعاره مکنیه است.

چند تا نکته:

1-اگه وجه شبه و مشبه یه ترکیب اضافی بسازن...استعاره مکنیه میشه اضافه استعاری(با اضافه اقترانی نباید اشتباه گرفته بشه)
2-اگه مشبه انسان باشه ،اونوقت استعاره مکنیه مون تشخیص نام داره(زمانی مشبه انسان که وجه شبه ویژگی بارز انسان باشه)

 


نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389    توسط محسن فرخی  | 

تشبیه مفرد و مرکب

تشبیه مفرد :

تشبیهی است که مشبه به آن يک چیز است و صفت یا صفاتی که وجه شبه هستند، از همان یک چیز گرفته می شوند.

 

نمونه 1

 روی او همچون گل زیباست 

روی او

همچون

گل

زیباست

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

 

نمونه 2

او همچون گل خوش سیما و خوش رایحه بود.

او

همچون

گل

خوش سیما

خوش چهره

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت 1

وجه شباهت 2

 

نمونه 3

 

شبی چون شَبَه، روی شسته به قیر

نه بهرام پیدا، نه کیوان نه تیر

فردوسی

 

نمونه 4

 عالِمِ ناپرهیزگار، کور مشعله دار است

  

نمونه 5

 

ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد

ساقی به دور باده ی گلگون شتاب کن

حافظ

 

 نمونه 6

 

لبت تا در لطافت لاله ی سیراب را ماند

دلم در بی قراری چشمه ی سیماب را ماند

شهریار

 

 

 تشبیه مرکب :

تشبیهی است که وجه شبه در آن از دو یا چند چیز که با هم آمیخته اند، گرفته می شود و طرفین تشبیه دو چیز یا بیشتر است.

 

نکته :

 دقت کنید در بعضی موارد دو تشبیه مفرد در یک جمله یا بیت یا مصرع در کنار هم قرار می گیرند که نباید ان را با تشبیه مرکب اشتباه گرفت.

 

نمونه 1 :

در این نمونه دو مشبه و دو مشبه به داریم

 

خمِ زلفِ سیاهِ یارِ ما را

به شب ماند گهی، گاهی به امواج

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

خم زلف

ماند

امواج

حذف شده (موج داشتن)

زلف سیاه

ماند

شب

حذف شده (سیاهی و تاریکی)

 

نمونه 2 :

در این مثال ما یک مشبه داریم که وجه شباهت های تشبیه از دو چیز مجزا گرفته شده است.

 

از بس که کوته است و سیه زلف یار من

گویی که روز من بود و روزگار من

مُجیر بیلقانی

 

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

زلف یار من

گویی

روز من بوَد

كوته است

زلف یار من

گویی

روزگار من

سيه

 

 

نمونه 3 :

 

زلف تو مگر جانا، امید و نیاز است

زیرا که چنین هر دو سیاه است و دراز است

مسعود سعد سلمان

 

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

زلف تو

چنین

امید

سیاه (امید واهی)

زلف تو

چنین

نیاز

دراز (نیاز طولانی)

 


نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389    توسط محسن فرخی  | 

تشبیه مقلوب (یا عکس)

آن است که دو چیز را به هم تشبیه کنیم

یک بار مشبه به به مشبه

یک بار مشبه به مشبه به

 

نمونه 1

 زلف تو همچون شب است تار و سیاه

شب شده چون زلف تو دلیل نگاه

 

نمونه 2

پشت زمین، چو روی فلک گشته از سِلاح

روی فلک، چو پشت زمین گشته از غبار


نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389    توسط محسن فرخی  | 

تشبیه بلیغ

گفتیم تشبیه دارای چهار پایه است.

ـ مشبه

ـ مشبه به

ـ وجه شباهت

ـ ادات تشبیه

اگر ادات و وجه شباهت از یک تشبیه حذف شود به آن تشبیه بلیغ گوییم.

 

 نمونه

 تو دِی ماهی و آن دلبر بهار است

رسیدن۫تان به هم دشوار کار است

فخرالدین اسعد گرگانی

 

در مثال بالا دو تشبیه داریم که در هر دو ادات و وجه شباهت حذف شده است و مثال دارای دو تشبیه بلیغ است.

در تشبیه اول شاعر مخاطب خود را به دی ماه تشبیه کرده است و وجه شباهت آن را نیاورده است. از مشخصات بارز دی ماه زرد بودن و پائیزی بودن و یک حالت مرگ را در خود به خواننده واگذار کرده است و این ابهام در شباهت و اجبار به تفکر یک زیبایی خاصی به شعر داده است.

 

اصل تشبیه اول : تو مثل دی ماه رنگ پریده و زرد هستی.

اصل تشبیه دوم : آن دلبر مثل بهار سر سبز و شاد است.

 

تشبیه بلیغ دو نوع است:

1 ـ تشبیه بلیغ غیر اضافی

2 ـ تشبیه بلیغ اضافی

 

غیر اضافی :(استنادي)

گاهی اوقات ادات و وجه شباهت حذف می شوند بدون اینکه جای مشبه و مشبه به عوض شود که به آن تشبیه بلیغ غیر اضافی می گوییم.

 

نمونه :

رخسارش همچون گل زیباست =====>  رخسار گل

 

اضافی :

گاهی بعد از حذف وجه شباهت و ادات جای مشبه و مشبه به عوض می شود که به آن تشبیه بلیغ اضافی یا اضافه ی تشبیهی می گوییم.

 

نمونه:

رخسارش همچون گل زیباست =====>  گل رخسار

 

 یاد آوری پایه های تشبیه در این مثال :

 

رخسارش

همچون

گل

زیباست

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

 

 


نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389    توسط محسن فرخی  | 

تشبیه

ادعای همانندی میان دو یا چند چیز است، و غرض از تشبیه، توصیف، اغراق، مادی کردن حالات و ... است.

 نمونه 1

بلم آرام چون قویی سبکبار

به نرمی بر سر کارون همی رفت

توللی

 در اینجا بلم (قایق) به یک قو تشبیه شده است که دارد آرام روی آب حرکت می کند. شاعر برای اینکه آرام حرکت کردن قایق را توصیف کند از حرکت قو استفاده کرده. چرا که یکی از آشکارترین صفات این پرنده ی زیبا آرام شنا کردن و آرامش او بر سطح آب است.

 

نمونه 2

 علی مثل بید می لرزید

در اینجا ما علی را مثل یک درخت بید در لرزیدن فرض کرده ایم و اصطلاحاً علی را در لرزیدن شبیه به بید دانسته ایم.

 

تشبیه دارای چهار پایه است که به آنها پایه های تشبیه گویند.

1 ـ مشبه :

چیز یا کسی که قصد مانند کردن آن را داریم.

 2 ـ مشبه بِه۫ (کسر ب و ساکن هـ) :

چیز یا کسی که مشبه به آن مانند می شود

3 ـ وجه شبه :

ویژگی یا ویژگی هایی مشترک میان مشبه و مشبه به

 4 ـ ادات :

واژه هایی که نشان دهنده ی پیوند شباهت هستند. کلماتی معمولا شبیه :

چون ، چو ، همچو ، مثل ، مانند و غیره

 

 در مثال بال :

علی

مثل

بید

می لرزید

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

 

در این قسمت مشبه و مشبه به را طرفین تشبیه می گویی.

برای فهمیدن و درک بهتر تشبیه باید یه سراغ مشبه به (بید) رفت که مهمترین پایه ی تشبیه است، زیرا وجه شباهت (لرزیدن) از آن گرفته می شود.

 

وجه شباهت (لرزیدن) معمولا باید در مشبه به بارزتر و مشخص تر باشد.

 

نمونه 3

شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک

چو بیژن در میان چاه ، او من

منوچهری

شبی

چون

چاه بیژن

تنگ و تاریک

مشبه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

 

نکته 1

حتما نباید پایه های تشبیه مرتب و به ترتیب بالا در شعر به کار رود و می تواند پراکنده هم باشد. که البته در بعضی موارد تشبیه را زیباتر هم می کند.

 

 نمونه 4

 

بلم آرام چون قویی سبکبار

به نرمی بر سر کارون همی رفت

توللی

 

بلم

آرام

چون

قویی

مشبه

وجه شباهت

ادات

مشبه به

 

 و یا :

 گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه

یا هرچه خوانده ای همه در زیر خاک کن

سعدی

 

چو

خاک

تحمل کن

فقیه

ادات

مشبه به

وجه شباهت

مشبه

 

 نکته 2

ممکن است چهار پایه ی تشبیه در یک بیت پراکنده باشد.

 

 نمونه 5

 

آن چشم دل فریب تو اندر سپیده روز

چون ماه روشن است در اعماق شام من

 

آن چشم

دل فریب

چون

ماه روشن

مشبه

وجه شباهت

ادات

مشبه به

 

 نکته 3

 

ممکن است در یک بیت، در هر مصراع دو تشبیه جدا وجود داشته باشد.

 

نمونه 6

لبت تا در لطافت لاله سیراب را ماند

دلم در بی قراری چشمه ی سیماب را ماند

 

مصراع اول

لبت (لب تو)

لطافت

لاله ی سیراب

ماند

مشبه

وجه شباهت

مشبه به

ادات

 

مصراع دوم :

دلم

در بی قراری

چشمه سیماب (جیوه)

ماند

مشبه

وجه شباهت

مشبه به

ادات

 

 

ما دارای انواع مختلفی تشبیه هستیم که مواردی از آن عبارتند از :

 1 ـ تشبیه وهمی و خیالی

2 ـ تشبیه مطلق

3 ـ تشبیه مشروط یا مقید

4 ـ تشبیه تفضیل

5 ـ تشبیه مقلوب یا عکس

6 ـ تشبیه تسویه

7 ـ تشبیه ملفوف

8 ـ تشبیه مفروق

9 ـ تشبیه جمع و مفرد

10 ـ تشبیه بلیغ و غیره که در این مجال فرصتی برای توضیح این موارد نیست.


نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389    توسط محسن فرخی  | 

نظم و نثر

" و اگر شاعر باشی، به وزن و قافیه ی تهی قناعت مکن، بی صناعت و ترتیب شعر مگوی که شعر راست ناخوش بوَد. ملحی باید که بود اندر شعر، یا صناعتی به رسم شعرا، چون متضاد و مزدوج و موازنه و مسجع و مانند این. علم عروض نیک بدان و علم شاعری و القاب و نقد شعر بیاموز "

قابوسنامه

در آیین و رسم شاعری

 

در مطالب قبلی پیرامون قالب های شعر و انواع ان مطالبی پیش رفت که بیشتر درباره شکل ظاهری شعر بود و از این به بعد مطالبی پیرامون آرایه ها و عروض خواهیم نوشت.

 

سخن یا کلام به دو گونه است

 1 ـ نظم

نظم در لغت به معنی به هم پیوستن و در رشته کشیدن دانه های جواهر است و در اصطلاح سخنی است که دارای وزن و قافیه باشد . که مرادف آن را شعر می گوییم.

 2 ـ نثر

نثر در لغت به معنی پراکندگی و پراکندن است و در اصطلاح سخنی است که دارای وزن و قافیه نباشد.

در این وبلاگ چون بیشتر بحث ما روی شعر و نظم است، نثر را رها کرده ولی مطالعه روی آن را توصیه می کنم.

 

فنون یا علوم بلاغت :

 1 ـ فنون معانی

2 ـ فن بیان

3 ـ فن بدیع

 

1 ـ معانی :

 اصولا فنون معانی (که به آن اصول شفاهی هم گفته می شود) مربوط به معنی و مفهوم کلمات و جملات در نثر و نظم، که می توان این فنون را در درجات مختلفی قرار داد از معانی ثقیل و سنگین تا سبک و قابل فهم برای عام.

 

نمونه :

من عَرَفَه نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَهُ                      در صبح و در شامگاه هم دم و همیار او

 

2 ـ فن بیان :

 اصولاً در رابطه با چگونگی بیان شعر است و نه چیزی که ما در شعر می بینیم. بعضی از مباحثی که در قسمت فن بیان وجود دارد عبارتند از 9 مورد زیر که ما در آینده به چند مورد آن می پردازیم.

1 ـ تشبیه *

2 ـ تشبیه بلیغ *

3 ـ تشبیه مرکب *

4 ـ تشبیه مفرد *

5 ـ استعاره ی مصرحه *

6 ـ استعاره ی مُکنیه

7 ـ حقیقت، مجاز و اسناد مجازی *

8 ـ علاقه های مجاز

9 ـ کنایه *

 که در ادامه موارد ستاره دار توضیح داده خواهد شد.


نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389    توسط محسن فرخی  | 

شعر منثور

به نظر دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی شعر به طور کلی دارای چهار نوع موسیقی است.

1ـ موسیقی بیرونی

یا عروض که در شعر منثور امکان وجود آن نیست

2ـ موسیقی کناری

یا قافیه و ردیف که در شعر منثور امکان وجود آن هست

3ـ موسیقی داخلی

یا هماهنگی لفظی که در شعر منثور امکان وجود آن هست

به طور کلی جناس ها و قافیه های میانی و غیره و به طور کل چیزی که در شعر می بینیم.(یعنی با چشم می بینیم)

4ـ موسیقی معنوی

یا هماهنگی معنوی که در شعر منثور امکان وجود آن هست

به طور کل تضادها و مراعات نظیر ها و غیره و به طور کل چیزی که در شعر احساس می کنیم.

 

تعریف :

شعر منثور به لحاظ تکنیک، بی آنکه از نظام عروضی قدیم تبعیت کند موسیقی خاص خویش را دارد که گاه از نوعی قافیه های میانی و حتی آهنگی خاص برخوردار است بی آنکه این موسیقی محصول تبعیت از یک نظام ایقاعی خاص باشد. هر عاملی که بتواند زنجیره ی زبان شعر گوینده را به لحاظ موسیقی از زبان معمولی گفتار امتیاز بخشد، به عنوان عامل موسیقی شعر مورد استفاده شاعر قرار می گیرد.

کتاب موسیقی شعر . بخش منثور . صفحه 245 . استاد شفیعی کدکنی

 

 

لازم به توضیح است که شعر منثور کدکنی مساوی است با شعر منقطع از خانلری

 

با توجه به این صحبت استاد کدکنی نتیجه می گیریم که شعر منثور برزخی بین شعر کلاسیک و نوع گفتار روزمره ی ما می باشد. چیزی که نه به گفتار عادی ما شبیه است و نه به شعر کلاسیک قدیم که البته در آن انتظار قافیه و ردیف را داریم و می توانیم در آن صنایع ادبی و آرایه ها را مشاهده کنیم.

 

نمونه :

سکوت، صدای گامهایم را باز پس می دهد

با شب خلوت به خانه می روم

گله ای کوچک از سگها بر لاشه ی خیابان می روند

خلوت، شب آنها را دنبال می کند

و سکوت، نجوای گامهایشان را می شوید

از شعر وداع در آخر شاهنامه، چاپ دوم . صفحه 65

 

 

سرایندگان شعر منثور :

اخوان ثالث

نادر پور

گلچین گیلانی

خانلری

نیمایوشیج

فروغ فرخ زاد

توللی

 

در نمونه زیر از سهراب سپهری بعد از خواندن شعر متوجه می شوید که بر خلاف نمونه بالا این شعر هم دارای قافیه و ردیف بوده و هم دارای وزن عروضی البته خارج از قالب سنتی می باشد.

 

نمونه از سهراب سپهری :

BODHI

آنی بود، درها وا شده بود

برگی نه، شاخی نه، باغ فنا پیدا شده بود

مرغان مکان خاموش، این خاموش، آن خاموش، خاموشی گویا شده بود

آن پهنه چه بود؟ با میشی، گرگی همپا شده بود

نقش صدا کم رنگ، نقش ندا کم رنگ، پرده مگر تا شده بود؟

من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود

هر رودی، دریا

هر بودی، بودا شده بود

نظرات ارزشمند شما در کیفیت مطالب این وبلاگ موثر خواهد بود
+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389    توسط محسن فرخی  |